-
گره
پنجشنبه 22 دی 1401 09:53
سه هفته ی مسخره رو در پیش دارم . ارین حس بدم میاد گره ای توی کارمه که فقط خدا میتونه بازش کنه نمیدونم قراره این مساله چطور ختم به خیر شه آخه
-
تلنگر ۲
چهارشنبه 21 دی 1401 12:53
این هفته کار مثبتی نداشتم . از خدا میخوام کارهای منو جور کنه ای گاش یکی دو هفته سرمو خلوت کنه خدایا ازت میخوام توانمو بیشتر کنی ________ سعیتو بیشتر کن تو میتونی گذشته رو جبران کن بسم الله ....
-
۱۱ روز مانده
سهشنبه 6 دی 1401 13:01
وقت کمی مونده مطالب زیادند و تازه چند چیز هست که اصلا نمیدونم چیند
-
این چند روز
سهشنبه 6 دی 1401 12:57
متاسفانه هیچ نوع فعالیت مثبتی جهت پیشرفت نداشتم اعصابم خورده . علتش هم وجود احمق های از خود راضی هست که نگاه از بالا به آدم ها دارند . محیط کار رو به جهنم تبدیل کردند . بدم میاد ازشون واقعا حوصله ندارم باهاشون بحث کنم . ولی وقتی چیزی هم نگنم خود خوری میکنم برا شنیدن چرت و پرت هاشون . وقتی کارشون کیره که موس موس میکنند...
-
تلنگر
پنجشنبه 1 دی 1401 17:53
یادت بیاد اون روز هایی که حس بدی داشتی از نمره هات . ازینکه بقیه بیشتر خونده بودن . دوست داشتی جبران کنی و وقت داشتی میتونستی اشتباهات و کم کاری هات رو اصلاح کنی . الان اون وقتیه که میتونی خودتو ثابت کنی . تعلل نکن جبران کن . تلاش کن تلااااااش تلااااش من میتونممممممم من میتونم . من موفق میشم
-
17 روز مانده
پنجشنبه 1 دی 1401 13:36
سرعت خوندم نمیدونم چرا کمهههه نمیدونم چیکار کنم ای کاش وقت بیشتری داشتم خدایا خودت کمکم کن واقعا درموندم
-
15_ ۲۱ روز مانده
یکشنبه 27 آذر 1401 15:47
خیلی وقتا آرزوی داشتن فرصت دوباره برای یه جور دیگه پیش بردن وقایع و تلاش کردن بیشتر توی دفعه دوم داشتم . الان فرصتی پیش اومده تا به خودم ثابت کنم میتونم . خدایا کمکم کن اینبار توی اوجه اوج باشم نذار اینبار حسرت زمان سپری شده و کارهای نکرده رو بخورم . حالا که شروع کردم نذار کم بذارم کمکم کن
-
14
سهشنبه 29 شهریور 1401 08:08
زندگی انگار نمیخواد اون لحظه های از ته دل خوشحالی و ذوق زدگیش رو بهمون نشون بده . دلم ذوق زدگی و خوشحالی خیلی زیاد میخواد . دلم واقعا برا لحظه ذوق مرگی از یه خبر شاد تنگ شده
-
13_ضعف یا خجالت
سهشنبه 15 شهریور 1401 10:10
موقع حرف زدن و تعاتمل حرف کم میارم نمیدونم چطور میشه این مشکل رو بر طرف کرد
-
12
شنبه 12 شهریور 1401 10:40
دوست دارم قبل اومدن مهر یه ست مانتو شلوار و کفش و کیف بخرم . به یاد دانشجویی دلم برا دوران دانشگاه و دوستام تنگ شده دوران قشنگی بود .
-
۱۱روابطم با انسان ها
شنبه 29 مرداد 1401 09:24
دپست دارم بدونم از دریچه ی بقیه انسان ها چطور انسانیم . چی در موردم فکر میکنند . چه کسایی که بهم اهمیت نمیدن چه کسایی که بلاکم کردن چه کسایی که از من خوششون نمیاد ولی نشون ننیدن . همه رو دوست دارم بدونم چه فکری میکنند . چی در من هست که باعث شده بخوان بلاک یا ایگنورم بکنند .
-
۱۰
چهارشنبه 26 مرداد 1401 05:13
یه آرایشگاه هست که گاهی میرم اونجا ( شاید سالی یه بار اونجا سر میزنم ) خانم آرایشگر در جهت تجهیز آرایشگاه و تمیزیش کاری نمیکنه . یعنی هم یکم گرد و خاک هست رو وسیله ها هم یکم خورده مو ازینور اونور پیدا میشه . هیچ کرم و لاک و ... تازه ای هم نداره . همه قدیمی همیشه برام سواله که چرا در جهت بهتر شدن مغازش قدمی برنمیاده و...
-
۹_ پشت در موندم توی اتاق قفل شده
دوشنبه 24 مرداد 1401 17:01
تجربه ی بحث با ادم نقهم
-
8
دوشنبه 24 مرداد 1401 16:40
فک میکردم از شنبه میفتم رو دور تمیزکاری و رُفت و روب ولی پری خانم اومد و کلا بیخیال شدم . ترجیح دادم تو این وضعیت بخزم تو پتو و تونت بچرخم و کتاب بخونم . کتاب اول شخص مفرد و سفارش داده بودم هفته پیش رسید . من چون تعریفشو تو چند تا پیج دیده بودم سفارش دادم ولی وقتی خوندن رو شروع کردم اصلا خوشم نیومد ولی کتاب شدن میشل...
-
7
شنبه 22 مرداد 1401 07:28
امروز ازون روزاست که دوست دارم فقط تو تخت باشم و با گوشی ور برم . نه کهری نباشه برا انجام دادن .کار برای انجام دادن دارم ولی مودش نیست کلی غورباقه درشت برای قورت دادن دارم که گذاشتم کنار یه زمانی قورت بدم تنها کار مفیدی ک به نظرم به ذهنم میتونه نظم بده نوشتن لیست کارهامه
-
6
سهشنبه 18 مرداد 1401 05:20
خستم از سرو کله زدن با یه آدم سطحی که ادای آدمای عمیق رو در میاره ولی یکم ک عصبی بشه سطحی بودنش بد جور تو ذوقت میزنه .... خدایا این مسیری که دارم میرم درسته ؟ چیکار کنم ؟
-
5
جمعه 14 مرداد 1401 08:33
خستم خستم از نرسیدن از سکون از بی عدالتی از .... خدا ظالمین رو رسوا کنه
-
4
شنبه 8 مرداد 1401 20:00
اون فرد جوابم رو نداد . منم دیگه نه پیام میدم نه هیچی آزمون رو دادم ولی راضی نبودم ای کاش وقت بیشتری داشتمو بیشتر میخوندم دلم یه پول قلمبه میخواد ....
-
۱
پنجشنبه 14 بهمن 1400 18:18
دوست دارم تبدیل بشم به یه پادشکن با گذشت زمان خودمو صیغل بدم و تبدیل بشم به یه چیز ناب